share
اندازه متن
۲۲ آذر ۱۳۹۵ - ۱:۴۱:۵۰
کد خبر : 3550

قرار بود باسواد شویم

یک عمر صبح زود بیدار شدیم. لباس فرم پوشیدیم و صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار با ذوق یا به زور راه افتادیم به سمت مدرسه؛ قرار بود با سواد شویم.

قرار بود باسواد شویم

به گزارش بام فارس؛


یک عمر صبح زود بیدار شدیم... 
لباس فرم پوشیدیم... 
صبحانه خورده و نخورده... 
خواب و بیدار... 
خوشحال یا ناراحت ...
با ذوق یا به زور... 
راه افتادیم به سمت مدرسه
قرار بود با سواد شویم
روی نیمکت های چوبی نشستیم
صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند
 سیاه است را شنیدیم 
با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم 
و زنگ آخر که می خورد
 مثل یک پرنده که در قفسش باز می شود
 از خوشحالی پرواز  کردیم
قرار بود با سواد شویم
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم 
به ما دیکته گفتند
 تا درست بنویسیم
گفتند
 از روی غلط هایت بنویس
 تا یاد بگیری،
 ما نوشتیم و یاد گرفتیم
قرار بود با سواد شویم
از شعر گفتند... 
از گذشته های دور گفتند... 
 از مناطق حاصل خیز گفتند... 
 از جامعه گفتند...
 از فیثاغورث گفتند ...
 از قانون جاذبه گفتند...  
از جدول مندلیف گفتند...
استرس... 
 ترس... 
 نگرانی...  
دلهره...  
حرف مردم...
 شب بیداری و تارک دنیا شدن
کنکور شوخی نداشت...  
باید دانشجو می شدیم...  
قرار بود با سواد شویم
دانشگاه و جزوه و کتاب و امتحان و نمره و معدل... 
تمام شد
تبریک ...
حالا ما دیگر با سواد شدیم:)
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟ 
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟ 
ما چقدر سواد رابطه داریم؟ 
ماچقدر سواد دوست داشتن داریم؟؟ 
ماچقدر سواد انسانیت داریم؟ 
و ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم 

 

پایان پیام/


نـظـرات شـمـا

نظرات شما
نام:
ایمیل:
نظر شما:
 
برگزیده ها


pic pic pic pic